تبليغاتX
خاطر تنها
 

 

گر باید از این کونه جدا زیست چنین پست

نفرین به من ای مرگ اگر از تو کشم دست

در این شب بیهوده بدنبال چه هستی ؟

وقتی که بجز مرگ دگر هیچ نمانده است

در کو چه خورشــــــــــــید قدم میزنی اما

خورشید به شب ختم شد و کوچه به بن بست

ای یار که لب های تو در دسترسم نیست

بگذار که با یاد نگاه تو شوم مست

ای مرگ که عمری به تمنای تو بودم

آن سوی مه آلود تو آیا خبری هست ؟

آمیزه ای از دلهره و عشق و صراحت

طی شد همه عمر من ای دوست از این دست

 ============================================

مرحوم زنده یاد حاج محمد رضا آقاسی :

هر روز به روز پیش می پیچم

چون پیله بگرد خویش می پیچم

در دایره بی عبور میگردم

افسوس که بی حضور میگردم

تا مرگ چگونه گام بردارم ؟

یا سر بکدام شانه بگذارم ؟

هرگز نرسد به دامنت آهم

آهم یعنی که دست کوتاهم

مائیم بهانه می و مستی

اسرار درون هسته هستی

سریم و هزار پرده تو در تو

صد بادیه طی نکرده رویارو

بر شاخه تاک آب میگردیم

یک چله به خم شراب میگردیم

در خمره شراب خانگی داریم

خضریم که جاودانگی داریم

ما چله به چله کمان بستیم

تیریم که خود بخود ز خود جستیم

صبح ایم که در افق نمایانیم

آغاز هـزار راه پایــا نــــیـم

در سرخ ترین ذقایق افتادیم

داغ ایم که بر شقایق افتادیم

بر دوش هــــزار زخم این جاده

پیشانی ما بـــــراه افتاده

هر چند که نقش بسته خاکیم

لولاک لما خلقت و افلاکیم

هر چند چو قطره بی سر و پائیم

ما قطره متصل به دریائیم

هر آیــــنـه در مقابل دریـــا

رودیم روانــه تا دل دریـــــا

+ نوشته شده توسط میم.نون در چهارشنبه 1385/04/21 و ساعت 6:1 بعد از ظهر |

 

نشسته چادر مشکی به سرکشيده خدا

و قوز کرده و خود را به بر کشيده خدا

 

کشيده چشم تورا بعدعاشقش شده است

برای چشم خودش دردسر کشيده خدا

 

هزار و چهار صد و چند سال ميگذرد؟

از آن شبی که از اين شهر پر کشيده خدا ...

کاری از جمال عاملی برگرفته از سایت عروض
 
اگر تمایل دارید نظر خود را مستقیما به صاحب اثر برسانید به آدرس زیر مراجعه نمائید:
 
+ نوشته شده توسط میم.نون در شنبه 1385/04/17 و ساعت 6:22 قبل از ظهر |

 

دوستت دارم ولی لبریز زهر تهــــمتم

 

عشق میجستم ولی امروز غرق نفرتم

 

یکه و تنها ولی معصوم در آن پیـلگی

 

شمع کاذب شد دلیل رویش و پروانگی

 

از شررهای نگاهت وهم عشق انگیختی

 

عشق را در قالب  تنگ  منیت ریختــی

 

. . .

 

 

. . .

 

من دگر آن پیله معصوم و تنها نیستم

 

عاشقم ؟ یا دلــزده ؟ پروانه اما نیستم

 

---------------------------------------------------------------------------------اسفند۸۴- میم.نون-----

+ نوشته شده توسط میم.نون در جمعه 1385/04/09 و ساعت 6:6 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar