حال من و اگه بخوای :
...
من ،
خالی از عاطفه و خشم ،
خالی از خویشی و غربت ...
گیج و مبهوت... ، بین بودن و نبودن
عشق ، آخرین همسفر من ، مثل تو من و رها کرد ،حالا دستام مونده و تنهایی من
ای دریغ از من ، که بیخود مثل تو
گم شدم ،
گم شدم تو ظلمت تن
ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق ، هنوزم داد می زنی تو آیینه ی من
واااااااااای ،
گریه مون هیچ ،
خنده مون هیچ
باخته و برنده مون هیچ
تنها آغوش تو مونده ،
غیر از اون هیچ
ای ، ای مثل من تک و تنها ، دستامو بگیر که عمر رفت ... همه چی تویی ،
زمین و آسمون هیچ
در تو می بینم ، همه بود و نبود ، بیا پر کن من و ای خورشید دلسرد
بی تو می میرم ، مثل قلب چراغ ،نور تو بودی ، کی منو از تو جدا کرد ؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده توسط میم.نون در یکشنبه 1386/11/07 و ساعت
11:25 قبل از ظهر |

