تبليغاتX
خاطر تنها
 

     -  یه روز سردِ پائیزی

      توی سالن ایستگاه مترو منتظر بودم

      . . . چشمم افتاد به تیتر روزنامه ای که بغل دستیم داشت می خوند :

                      

     حالا تو فکر می کنی امروز باید لبخند بزنی چون فردا روز بدتریه و شاید همین لبخند و فردا نتونی بزنی ؟ یا برعکس ، مثل همه و همیشه که فکر می کنیم و می کردیم که لبخند بزن چون فردا روز بهتری خواهد بود ؟

. . .

     اما بنظر من تو لبخندت و بزن نه بخاطر اینکه فردا روز بهتر یا بدتریه و یا نه حتی بخاطر اینکه شاید کسی عاشق لبخند تو باشد !!! نه ، لبخند بزن بدون اینکه به امروز و فردا کارِت باشه ؛ فقط بخاطر اینکه گیرم فردا روز بهتری باشه ، تو هم لبخندت بیاد ، اما اصلآ نباشی که لبخند بزنی یا زاز زار بخندی !!! نظرت چیه ؟

« این دمی را که در آنیم غنیمت شمریم »

« شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر »

 

فقط تا آخر ژانویه فرصت باقیست: همه محصولات 2هزارتومان 

+ نوشته شده توسط میم.نون در پنجشنبه 1387/08/16 و ساعت 9:19 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar