تبليغاتX
خاطر تنها
 

     -  یه روز سردِ پائیزی

      توی سالن ایستگاه مترو منتظر بودم

      . . . چشمم افتاد به تیتر روزنامه ای که بغل دستیم داشت می خوند :

                      

     حالا تو فکر می کنی امروز باید لبخند بزنی چون فردا روز بدتریه و شاید همین لبخند و فردا نتونی بزنی ؟ یا برعکس ، مثل همه و همیشه که فکر می کنیم و می کردیم که لبخند بزن چون فردا روز بهتری خواهد بود ؟

. . .

     اما بنظر من تو لبخندت و بزن نه بخاطر اینکه فردا روز بهتر یا بدتریه و یا نه حتی بخاطر اینکه شاید کسی عاشق لبخند تو باشد !!! نه ، لبخند بزن بدون اینکه به امروز و فردا کارِت باشه ؛ فقط بخاطر اینکه گیرم فردا روز بهتری باشه ، تو هم لبخندت بیاد ، اما اصلآ نباشی که لبخند بزنی یا زاز زار بخندی !!! نظرت چیه ؟

« این دمی را که در آنیم غنیمت شمریم »

« شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر »

 

فقط تا آخر ژانویه فرصت باقیست: همه محصولات 2هزارتومان 

+ نوشته شده توسط میم.نون در پنجشنبه 1387/08/16 و ساعت 9:19 بعد از ظهر |

 

خالیه سفره زمین،دست سخاوت تو کو ؟

زخمیه شونه های عشق ، مرهم رحمت تو کو ؟

سنگینه پلک لحظه ها ، نبض زمین نمیزنه

قلب قناری های عشق ، بی تو یقین نمیزنه

من از عبور جمعه ها ، از بوی تنهایی پرم

زیر سفال سقف شب ، ثانیه ها رو میشمرم

کجا تو موندگار شدی ؟ که روز ما سیاه شده

دست دعای من دیگه از آسمون جدا شده

یه شب می آیی از سفر ، باغ پر برگ و بر میشه

ستاره های شیشه ای میشکنه و سحر میشه

مزرعه شرقیمون و هجومی از ملخ زده

شعله خورشیدی بزن  تو قلبایی که یخ زده

اسب بهار و زین بکن تا باغچمون جون بگیره

روی غبار جاده ها شر شر بارون بگیره

خالیه سفره زمین

دست سخاوت تو کو ؟

زخمیه شونه های عشق

مرهم رحمت تو ؟

+ نوشته شده توسط میم.نون در چهارشنبه 1387/05/09 و ساعت 2:0 بعد از ظهر |

 

بریدن از فکر تو آسون نبود

 گرچه دلم دیگه پریشون نبود

چه اتفاق ساده قشنگی

 لیلی عزیز دل مجنون نبود

دوباره کوچه های نوجوونی

 بغض تو بارون تو باید بدونی

باید بدونی که چه حالی داره

 وقتی برای غربتت می خونی

می خونی و حال غریبی داری

 غم مقدس و نجیبی داری

میدی سه نخ وینستون عقابی

 هرچقدی پول توجیبی داری

حالا میرم خونه غمی باهامه

 تنگ عروبه دیگه وقت شامه

یه سایه از دور منو داره می پاد

 سایه زندگیم آره بابامه

پدر نگفت که بوی سیگار میدم

 نگفت چرا از همه شون بریدم

گفت میدونم که چه دردی داری

 دیشب صدای گریه تو شنیدم

عشق مث تف کنار جوبه

 سکوت غم گرفته غروبه

برای تشنگی سراب مرگه

 یه قطره از خیال آب خوبه.....

 

==============================با اجازه ی : دکتر کاظمی =====

+ نوشته شده توسط میم.نون در یکشنبه 1387/01/25 و ساعت 0:7 قبل از ظهر |

منبع : ایران ترانه

 

تصور کن.......................................................     : Lyrics

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته!
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته!
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست!
جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست!
نه بمب هسته‌ای داره، نه بمب‌افکن نه خمپاره!
دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌زاره!
همه آزاده آزادن، همه بی‌درد بی‌دردن!
تو روزنامه نمی‌خونی، نهنگا خودکشی کردن!

جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت!
بدون ظلم خود کامه، بدون وحشت و تابوت!
جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی!
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی!

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه!
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه!
تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانه‌س!
تمام جنگای دنیا، شدن مشمول آتش‌بس!
کسی آقای عالم نیست، برابر با هم‌اند مردم!
دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونه‌ی گندم!
بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا!
تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا!


http://www.yemahal.com/v.htm?id=16923

 


Watch Music Video
روزهای بی خاطره » تصور کن » نقد و بررسی(متن ترانه تصور كن)
روزهای بی خاطره

متن ترانه تصور كن

توسط جواد جوادی


پر واضح است که شعر ترانه و آهنگ "تصور کن" سياوش قميشي ساختار و الهامش از آهنگ قدیمی ولی همیشه گوارایي بهمان اسم مربوط به خواننده معروف انگلیسی جان لنون از گروه بیتل است كه قسمت ضد مذهبی این آهنگ و درحقيقت قسمت اصلی روح و دینامیزم این آهنگ بيان نگرديده است
سبک کار استاد در این 30 و چند سال اخیر و حتی سبکی که ظاهر خود را به آن می آراید همه دلالت از تحسینی است که استاد از جان لنون دارند.
براي اطلاع شما دوستان متن اصلي و ترجمه آن را برايتان مي نويسم

-------------------
جان لنون
ترجمه اصل آهنگ
Song's Name; Imagine
Lyrics by: John Lennon
تصور کن بهشتی در کار نیست
اگر سعی کنی آسان است
تصور كن جهنمی در زیر ما نباشه
و روی سرمان فقط آسمان
تصور کن همه مردم
برای امروز زندگی بکنند
تصور کن که مملکتی در کار نیست
کارسختی نیست
تصور كن هیچ چیز که بکشی و یا براش بمیری نباشه
تصور كن مذهب هم نباشه
تصور کن همه مردم
در صلح زندگی کنند
تصور کن مالکیتی در کار نباشه
نمیدونم میتونی این کار را بکنی
تصور كن احتیاجی برای طمع و یا گرسنگی وجود نداشته باشه
یک اجتماع برادرانه
تصور کن همه مردم
همه دنیا را با هم شریک هستند
ممکن است که تو فکر کنی من آدم رویائی ام
ولی من تنها نیستم
امیدوارم تو هم به ما ملحق بشی
و اون موقع همه دنیا یکی خواهد شد



Imagine there's no heaven,
It's easy if you try,
No hell below us,
Imagine all the people living for today...
Imagine there's no countries,
It isn't hard to do,
Nothing to kill or die for,
No religion too,
Imagine all the people living life in peace...
Imagine no possesions,
I wonder if you can,
No need for greed or hunger,
A brotherhood of man,
Im!
agine all
the people Sharing all the world...
You may say I'm a dreamer,
but Im not the only one,
I hope some day you'll join us,
And the world will be as one

 

 

 

+ نوشته شده توسط میم.نون در پنجشنبه 1387/01/08 و ساعت 3:54 بعد از ظهر |
 

 

حال من و اگه بخوای :

...

خالی

 

من ،

خالی از عاطفه و خشم ،

خالی از خویشی و غربت ...

گیج و مبهوت...  ، بین بودن و نبودن

عشق ، آخرین همسفر من ، مثل تو من و رها کرد ،حالا دستام مونده و تنهایی من

ای دریغ از من ، که بیخود مثل تو

گم شدم ،

گم شدم تو ظلمت تن

ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق ، هنوزم داد می زنی تو آیینه ی من

واااااااااای ،

گریه مون هیچ ،

خنده مون هیچ

باخته و برنده مون هیچ

تنها آغوش تو مونده ،

غیر از اون هیچ

ای ، ای مثل من تک و تنها ، دستامو بگیر که عمر رفت ... همه چی تویی ،

زمین و آسمون هیچ

در تو می بینم ، همه بود و نبود ، بیا پر کن من و ای خورشید دلسرد

بی تو می میرم ، مثل قلب چراغ ،نور تو بودی ، کی منو از تو جدا کرد ؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شاعر : زویا زاکاریان
 آهنگ ساز : سیاوش قمیشی
 تنظیم : اریک
» خواننده : ابی
» آلبوم : شب زده
» آهنگ : خالی

+ نوشته شده توسط میم.نون در یکشنبه 1386/11/07 و ساعت 11:25 قبل از ظهر |
 

       

يه رفيق بودي و صد تا درد سر بودي و اما

از تو هيچ وقت نبريدم، تو رو از خودم ميديدم

پشت سر همه غريبه     روبروم ديدم فريبه

اما فکر کردم کنارم    شونه هاي يک رفيقه

داشتم اشتباه ميکردم      تو رفيق من نبودي

من تا آخر با تو بودم      تو از اولم نبودي

داشتم اشتباه ميکردم       که تموم زندگيم و

من به دستهاي تو دادم

حالا اينجا...تک و تنها

برگ خشک بی درختی غرق بادم

نوش جونت اگه بردي

نوش جونت هر چي خوردي

تو رو هيچ وقت نشناختم

نوش جونم اگه باختم
نوش جونم اگه باختم
اگه باختم
    اگه باختم
        اگه باختم
           اگه باختم
                 اگه باختم...

تو منو ساده گرفتي

زدي رفتي مفتي مفتي

اما اون روز رو ميبينم

که به زانوهات بيفتي

تو به زانوهات ميفتي

===============================آهنگ رفیق از کیوان=====

+ نوشته شده توسط میم.نون در جمعه 1386/07/13 و ساعت 2:53 قبل از ظهر |
سالی که نو نیست عید باشد یا نباشد . . .

       قطره قطره اگر چه آب شدیم

                           ابر بودیم و آفتاب شدیم

                                              ساخت ما را هم او که میپنداشت

                                                                             به یکی جرعه اش خراب شدیم

--------------------------------------------------------------------------------------------------

رنگ سال گذشته را دارد همه لحظه های امسالم

365 حسرت را همچنان میکشم به دنبالم

قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمیگنجم

بیوه ام در جهان نما چشمی که به تکرار میکشد فالم

یک نفر از غبار میآید مژده تازه تو تکراری است

یک نفر از غبار آمد و زد زخمهای همیشه بر بالم

باز در جمع تازه ی  ازداد حال و روزی نگفتنی دارم

هم نمیدانم از چه میخندم هم نمیدانم از چه مینالم

راستی در هوای شرجی هم دیدن دوستان تماشاییست

به غریبی قسم نمیدانم چه بگویم جز اینکه خوشحالم

دوستانی عمیق آمدند . چهره هایی که غرقشان شدم

میوه های رسیده ای که هنوز من به باغ کمالشان کالم

چندیست شعرهایم را جز برای خودم نمیخوانم

شاید از بس صدایشان زده ام دوست دارند دوستان . لالم
-----------------------------------------------------------------------------------------------

تنهاییم را با تو قسمت میکنم . سهم کمی نیست

گسترده تر از عالم تنهایی من . عالمی نیست

غم آنقدر دارم که میخواهم تمام فصلها را

بر سفره رنگین خود بنشانمت . بنشین . غمی نیست...

حوای من . بر من مگیر این خودستایی را که بی شک

تنها تر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست

آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم

تا روشنم شد در میان مردگانم همدمی نیست

همواره چون من نه . فقط یک لحظه خوب من بیاندیش

لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست

من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم

شاید برای من که همزاد کویرم . شبنمی نیست

شاید به زخم من که میپوشم ز چشم شهر آنرا

در دستهای بینهایت مهربانش مرهمی نیست

شاید و یا شاید . هزاران شاید دیگر اگر چه

 اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست

==========================================م.ع.بهمنی.=======

+ نوشته شده توسط میم.نون در چهارشنبه 1386/01/01 و ساعت 8:21 بعد از ظهر |
به بخت اگر باور داشته باشیم
هم امروز
یا هم امشب
آرامش فرا میرسد
تو را
و مرا
از این دم اگر لذت بریم
زندگیمان در دستهای ماست
و ما تنها
بار مسئولیتمان را بر دوش میکشیم
به بخت اگر باور داشته باشیم
نه فقط امروز
نه فقط امشب
آرامش فرا میرسد
تو را
و مرا.
....................................................... مارگرت بیکل
+ نوشته شده توسط میم.نون در شنبه 1385/09/18 و ساعت 3:52 قبل از ظهر |

 

ما هم بدون بال به معراج میرویم

 

این مثنوی حدیث پریشانی من است

بشنو که سوزنامه ویرانی من است

امشب نه اینکه شام غریبان گرفته ام

بلکه به یمن آمدنت جان گرفته ام

گفتی غزل بگو -غزلم-شور و حال مرد

بعد از تو حس شعر فنا شد خیال مرد

گفتم مرو که تیره شود زندگانیم

با رفتنت به خاک سیه میکشانیم

گفتی زمین مجال رسیدن نمیدهد

بر چشم باز فرصت دیدن نمیدهد

وقتی نقاب محور یکرنگ بودن است

معیار مهرورزی مان سنگ بودن است

دیگر چه جای دلخوشی و عشقبازی است ؟

اصلا کدام احمق از این عشق راضی است ؟

این عشق نیست فاجعه قرن آهن است

من بودنی که عاقبتش نیست بودن است

حالا بحرفهای غریبت رسیده ام

فهمیده ام که خوب تو را بد شنیده ام

حق با تو بود از غم غربت شکسته ام

بگذار صادقانه بگویم که خسته ام

بیزارم از تمام رفیقان نا رفیق

اینها چقدر فاصله دارند تا رفیق

تن را به ابتذال نبودن کشانده اند

روح مرا به مسند پوچی نشانده اند

تا این برادران ریا کار زنده اند

این گرگ سیرتان جفاکار زنده اند

یعقوب درد می کشد و کور می شود

یوسف همیشه وصله ناجور می شود

اینجا نقاب شیر به کفتار میزنند

منصور را هرآینه بر دار میزنند

اینجا کسی برای کسی کس نمی شود

حتی عقاب در خور کرکس نمی شود

جایی که سهم مرد بجز تازیانه نیست

حق با تو بود ماندنمان عاقلانه نیست

ما میرویم چون دلمان جای دیگر است

ما میرویم هر که بماند مخیر است

ما میرویم گرچه ز الطاف دوستان

بر جای جای پیکرمان زخم خنجر است

دلخوش نمیکنیم به عثمان و مذهبش

در کیش ما ملاک مسلمان ابوذر است

ما میرویم مقصد ما نامشخص است

هر جا رویم بی شک از این شهر بهتر است

از سادگیست گر به کسی تکیه کرده ایم

اینجا که گرگ با سگ گله برادر است

ما میرویم ماندن با درد فاجعه است

در عرف ما نشستن یک مرد فاجعه است

دیریست رفته اند امیران قافله

ما مانده ایم غافل پیران قافله

بر درب آفتاب پی باج میرویم

ما هم بدون بال به معراج میرویم

-----------------------------------------------------------------

کاش میدونستم شاعر این کار کیه ؟ شما میدونید ؟

من خیلی لذت بردم امیدوارم شما هم لذت ببرید.

 

+ نوشته شده توسط میم.نون در سه شنبه 1385/07/04 و ساعت 1:54 قبل از ظهر |
 

 

آدم زیاد است .

کسی که توی خیابان شماره بدهی...

توی میهمانی باهاش برقصی...

کسی که بتونی دوستش داشته باشی فراوان است

کسی که دلت بخواد باهاش بخوابی هم فراوان است

کسی که بگوید دوستت دارد -الکی یا واقعی هم بوفور خلق شده

کسی که دو سه هفته از فرط علاقه تب کند و بعد یکدفعه تبش عرق کند و چاره اش یک حمام

کسی برای ازدواج حتی . . .

برای پیدا کردن هیچکدام از اینها دچار مشکل نمیشوی .

راست میگویی یکی را پیدا کن که دوستت بشود ! ! !

اصلا نگوید دوستت دارد اما خیالت راحت باشد. کسی که وقتی صبح ها چشمهایت را در صورتش باز میکنی با خودت نگویی میتوانستی دیشب زودتر بخوابی !!!

ما هم اول هم صحبت شدیم . بعد شناختیم.و بعد فهمیدیم و آخر گفتیم: دوستت دارم .

اما حالا به دنبال دلیلی برای تمام ساعاتی که از دست رفته میگردیم

یک راه دیگر هم شاید باشد:

                                       بی خیال شو - دوستش داشته باش !!!

کاش خودم را فراموش میکردم - کسی را بزندگی ام راه میدادم و آنقدر احمق بودم که وقتی میگفت دوستت دارم . باورم میشد .

ای کاش ...

-----------------------------------------------------------------------------------------

این متن و چند وقت پیش یکی از دوستان نوشته بود که متاسفانه یادم رفته مشخصاتشون رو

امیدوارم هرجا هستند صحت و سلامت و موفق باشند .

=================================================

+ نوشته شده توسط میم.نون در پنجشنبه 1385/06/23 و ساعت 11:29 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar