تبليغاتX
خاطر تنها
 

سلام

حتما نظیر این جمله ها بگوش شما هم خورده :

-  نه خب این زیده فابمه (دوست ذختر فابریک) . میخوام بگیرمش اما اون یکی فاب نیس که !!!

- آخه احمق جون همه میدونن دختری رو که باهاش رفیق شدی که نباس بگیریش که الاغ !!!

 و از اینجور حرفها که نشان از ادامه همون فرهنگ چندهزار ساله ما ملت کهنه !!!

قابل توجه این دست عزیزان که فکر میکنن خیلی هم زرنگ تشریف دارن :

جنجال در مصر بر سر فروش پرده باكرگي ساخت چين

يك شركت چيني با عرضه پرده باكرگي مصنوعي براي نوعروسان مصري، خشم سياستمداران محافظه كار اين كشور را برانگيخت.

به گزارش سلام به نقل ازروزنامه آلماني "زود دويچه تسايتونگ"، بازار شركت‌هاي چيني عرضه كننده باكرگي مصنوعي در آفريقا داغ است، اما عرضه آن در مصر بحث برانگيز شده است. سياستمداران محافظه‌كار مصري خواهان ممنوعيت فروش آن شده‌اند.

شيخ ساجد عسكر، عضو فراكسيون 88 نفره حزب اسلامگراي "اخوان المسلمين"، معتقد است كه عرضه اين كالا در مصر، موجب وسوسه بيشتر زنان مي‌شود و عدم ممنوعيت آن از سوي دولت شرم‌آور است.

يكي از علماي اسلامي نيز خواستار مجازات واردكنندگان پرده باكرگي مصنوعي شده و تأكيد كرده است كه آميزش جنسي، از نظر اسلام، تنها پس از ازدواج مجاز است.

در اين ميان، سازمان مدافع مدافع حقوق زنان، به زنان توصيه كرده است كه از خريد آن در بازارهاي اينترنتي خودداري كنند، چرا كه استفاده از آن، لكه‌هاي نارنجي - به جاي سرخ - بر جا مي‌گذارد.


==========================================

فکر نکنم دیگه توضیح اضافی لازم باشه مسئله بقدر کفاف روشن هست . این خبر رو کامل براتون گذاشتم حتی بخش نظراتش و هم در "ادامه مطلب" میتونین بخونین که از خود خبر هم جالبتره بعضا !!!

نکته جالب تر اینکه این پست در سایت منبع تعداد نظراتش نسبت به سایر پستها خیلی خیلی بیشتر بود و مورد استقبال واقع شده بود .

     به یزدان که ما گر خرد داشتیم                   کجا این سرانجام بد داشتیم

خدانگهدار .

+ نوشته شده توسط میم.نون در پنجشنبه 1388/07/23 و ساعت 3:50 بعد از ظهر |

بوسه شرم آور

خیلی وقت بود میخواستم یکاری کنم که یجورایی ادای دین کرده باشم به تاریخ و فرهنگ و تمدن چهار پنج هقت هشت دهزار ساله این سرزمین کهن و مردم خیلی خیلی خیلی شریف و با فرهنگی به قدمت همون جمله قبلی !!!! یه نمونه گیر آوردم :

منبع : بهشت ویران 

ما ایرانیهـا گاهی عـادتهـا یا بهــتره بگـم باورهـای شگفت انگیز و خنده آوری داریم،که اگه نگاه درست و از روی منطق به اونها بندازیم می بینیم که ...

یکی از این رسم و یا باورهـا اینه که ما در بیرون از خونه و یا میون جمع بوسیدن همه رو روا و شایسته می دونیم بجز اونکه از همه به ما نزدیکتره.

برای نمونه بوسیدن مـادر،خـواهـر،عمـه،خـالـه،مـادرزن و...روا و شایسته ست ولی بوسیدن همسرمـون که از همه به ما نزدیکتر و محرم تره ناروا،زشت،شرم آور و ناپسنده .

به راســتی این خنده دار و شگفت انگیز نیس!!!؟؟؟

بابا فرهنگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
 
 
و اما از این طرف بشنوید وزیر ""فرهنگ"" فرانسه رو . جداَ این خبر جالب نیست ؟ مخصوصا که طرف وزیر فرهنگ هم باشه !!!! و از تقبل این خبر فرهنگی با اون مطلب فرهنگی بالا از دو سرزمین متفاوت با دو فرهنگ چی دستگیرتون میشه ؟
 
و اما خبر (از بی بی سی) :

عدم استعفای وزیر فرانسوی بر سر 'ارتباط جنسی با پسرها'

 

فردریک میتران می گوید نباید همجنس گرایی را با آزار جنسی کودکان یکی دانست

وزیر فرهنگ فرانسه می گوید حاضر نیست بدلیل اینکه گفته از ارتباط جنسی با "پسرهای جوان" در تایلند در قبال پرداخت پول لذت برده استعفا دهد.

فردریک میتران که 62 سال دارد می گوید پسران تایلندی که او در بخشهایی از کتابش تحت عنوان "زندگی بد" به ارتباط جنسی با آنها اشاره می کند زیر سن قانونی نبوده اند.

او در مصاحبه با تلویزیون فرانسه گفت کودک آزاری و رابطه جنسی با کودکان را به شدت محکوم می کند.

وزیر فرهنگ فرانسه تاکید کرد به پسران هم سن خود پول داده تا با او رابطه جنسی داشته باشند.

آقای میتران برادرزاده فرانسوا میتران رئیس جمهور اسبق فرانسه است.

او طی هفته های اخیر مورد حملات شدید گروه های چپ و راست قرار گرفته است.

کتاب او که در سال 2005 منتشر شد چندان مورد توجه قرار نگرفت.

اما دفاع سرسختانه وی از رومن پولانسکی کارگردان مشهور فیلم که اخیرا به اتهام رابطه جنسی سه دهه پیش خود با یک دختر 13 ساله دستگیر شده برایش دردسر آفرین شد.

آقای میتران از تلاش های آمریکا برای استرداد رومن پولانسکی که در زندانی در سوئیس است انتقاد کرد.

این انتقادات موجب شد که احزاب دست راستی و چپ فرانسه به خود او به دلیل وقایع گذشته انتقاد کنند.

اما فردریک میتران گفت "نباید همجنس گرایی را با آزار جنسی کودکان اشتباه گرفت."

وی افزود همواره با افرادی که "هم سن او و یا پنج سال جوانتر" بوده اند رابطه جنسی داشته و این رابطه مورد "توافق" طرفین بوده است.

وزیر فرهنگ فرانسه گفت اعمالش غلط بوده اما به هیچ وجه جرم محسوب نمی شود.

او تاکید کرد همچنان مورد حمایت نیکلا سرکوزی رئیس جمهور فرانسه است و قصد استعفا ندارد.

         

      ۱۱مهرماه۸۸    11مهر88                                 

 


 

+ نوشته شده توسط میم.نون در شنبه 1388/07/11 و ساعت 9:42 بعد از ظهر |
 

چه خوش بود که برآید به یک کرشمه دوکار

                                          زیارت شه عبدالعظیم و دیدن یار !!!

دوستان سلام

ناراحت نشو بابا خب به دشمنان عزیز هم سلام مخصوص ! خوب شد عقده ای ؟

راستی تا یادم نرفته واسه ما حرف در نیارید که آره فلانی با رنگ سبز نوشته و اینم که اینکارس و بابا سبززززززززززززززززززززززززززز و ایول و از این حرفا ... که اصلا از این خبرا نیست .

بیخودی بخودتون وعده سر خرمن ندید که چک اش و من یکی پاس نمی کنم !!!

علت سبز نوشتن هم فقط و فقط و فقط بجون مامانم اینا و بمرگ جفت بچه هام که میخوام دنیاش نباشه اونها هم روش وبحق علی برن زیر تریلی اگه دروغ بگم اینه که خودکار مشکی ام و گم کردم دادا

شما یه خودکار مشکی بدون بنده ندیدید ؟

خلاصه که ما اصلا شلک این حرفا نیستیم با !!!

ما بخدا اصلا نمیدونیم سیاست سیه ؟ یا ست ؟ خلاصه که حسابی مخ لسیم  به مرگ جرجه دبلیو !!!

حالا باورتون شد ؟ آفرین چه ملت غیور و شریف و فهیم و همیشه در صحنه ای !!! کلا ملت ما عاشق صحنه هستند از ریز و درشت و ژیر و جوون مخصوصا از وقتی که به همت بازوان توانمند دولت فخیمه ی عشق خدمت به مردم دست هر جوجه دایناسوری یه تیلیفون همراه داده دیگه کیه که در صحنه نباشه !!!

آ  قربون بابا

تا همینجا رو داشته باشید زوده زوده زود برمیگردم ادامه اش و میگم براتون . چی ؟ کی ؟

خب قکر کنم حدودا چهار سال دیگه ! اگرم نیومدم ملالی نیست و حتما مهروزی شدم ناجور و خلاص !

انا للله و انا علیه الراجعون . فاتحه...

                                                                         ۲۱ شهریور ۸۸21 شهریور 88

+ نوشته شده توسط میم.نون در شنبه 1388/06/21 و ساعت 10:21 بعد از ظهر |
 

سلام

و اما یه قدم این طرف تر توی دنیای خودمون و شما ....

یکی بعد از سه سال و اندی تازه الان از آجری که خورده بوده توی سرش ۳ سال پیش بلند میگه آخ !

یعنی چی ؟ خودش میدونه یعنی چی !  (میگه همیشه میام روزی چندین بار اینجا و این مزخرفات و میخونم چندین بار ) اما توی ۳ سال با همه همتش که کم از اتوبان همت نداره نتونسته یه کامنت حی یه دونه کامنت بذاره که بقیه نگن فلانی لاله ؟؟؟؟

اون یکی میگه میدونی که عصر عصر ارتباطاته ! میای با لاک پشت یه توک پا بریم فشم و بیایم ؟ میگم عجب !!!! کار کامپیوتری جماعت با نفرت از تلفن جور در نمیاد که !!!! میگه سوءتفاوت شده داداش اشتباه نکن همه جوره رفیقتم تا جهنم هم بری پا به پات میام (البته با همون لاک پشته میاد لابد)

حالا من دیونه بشم حق دارم یا ننویسم جرم کردم ؟ آخه این مخ صاب مرده وسط یه تیمارستان با میلیون میلیون خل و چل از چی بنویسه وقتی خودش هم نمیدونه اشکال کارش چیه ؟ نمک صداقتش زیادی شده یا آشپز قبلا چاه کن بوده یا دو دره باز یا باز بنویسه که یه عده نخونده بیان بگن به به چه عالی مینویسی به ما هم سر بزن و از این مزخرفات !!!!

میگی دوستت دارم . فکر میکنه عاشقشی !!! افاده رو تا ناق برج میلاد میبره بالا که چی ؟ که گفتی ببخشید میشه ؟ جواب داده آره چرا که نه !

میگی کی ؟ میگه ..... بوقققققققققققققققققققققققققق ممتد و صدای چکش روی میخ !!!

چیه بر بر من و نگاه میکنی ؟ به من چه که هیچی نفهمیدی از حرفام .

میدونی چرا این جوری نوشتم اینبار ؟ فقط واسه اینکه بفهمی یه عمره چی میکشم از دست تو و حرفات که یه عمره این شکلین !

همین !

میگم دوستت دارم هااااااااااااااااااااا

میگه : خیلی ممنون !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

. . .

میگم :حالم خیلی بده  خیلی بد افتضاح دلم خیلی تنگ شده این روزا

میگه : برو دکتر خب !!!!!

میگم : ... میگه : حفه شو دیگه ! گرفتارم نمیبینی ؟

دیگه هیچی نمیگم .

 در کوچه ی خورشید قدم میزنی اما

خورشید به شب ختم شد و کوچه به بن بست

ای مرگ که عمری به تمنای تو بودم

آنسوی مه آلود تو آیا خبری هست ؟ 

                                                                       ۹ تیرماه ۸۸

+ نوشته شده توسط میم.نون در سه شنبه 1388/04/09 و ساعت 2:25 قبل از ظهر |
 

 بنام دوست

سلام

یه عده از دوستان خبر دادن که ظاهرا توی مدتی که ما نظرخواهی برای داستان نویسی گذاشته بودیم سیستم کامنت وبلاگ ها با مشکلات مواجه بوده و باعث شده دوستان نتونن نظرشون رو اعلام کنند .

گرچه من خودم شخصا با این مشکل برخورد نکردم و برای هر وبلاگی که کامنت گذاشتم بی مشکل ثبت شد اما نظر به احترام به مخاطبین گرامی و عزیز نظرخواهی مجددا برگذار میگردد.

امیدوارم اینبار دیگه مشکلی پیش نیاد و دوستان بتونن به موقع نظرشون رو اعلام کنند :

سوال این بود که بنده خواستم نظر شما رو راجع به ورود به عرصه داستان نویسی بدونم به همین منظور قسمت کوتاهی از داستان (البته اگه بشه اسمش و داستان گذاشت) در حدود یک پاراگراف آورده شده تا دوستان بخونند و نظرشون رو بگن که دوس دارن باقیش و هم بخونن یا تا همینجا هم خرابکاری کردم و بهتره دیگه ادامه ندم .

مدت جدید نظر خواهی از ۰۹/۱۲/۸۷ لغایت ۱۹/۱۲/۸۷ بمدت ۱۰ روز اعلام میگردد .

در پناه حق شاد باشید و مانا .

۹ اسفند ۸۷ - مسعود   

  







 
+ نوشته شده توسط میم.نون در جمعه 1387/12/09 و ساعت 6:12 قبل از ظهر |
 

بازم سلام

پیروی پست قبلی که در یک نظر سنجی ساده از همه دوستان و دشمنان عزیز التماس دعا داشتیم که (خود پست خود و بخونید خیلی بهتره)  دوستان توی یک یکلمه من و یاری کنند که داستان نویسی را ادامه بدم یا نه . . .

چون تجربه اولم بود میخواستم حال و هوای کار دستم بیاد . ۱۰ زوز هم فرصت مقرر شد که دوستان نظرشون و بدن .

امروز دقیقا ۱۴ روز یعنی ۲ هفته گذشته و دریغ از حتی یک نظر !!! دقت کنید : حتی یک نظر !!!

لابد میگید بازدید توی این بازه زمانی خیلی کم بوده و دوستان نرسیدند همه در جریان قرار بگیرند که متاسفانه با رجوع به آمار بازدید دو هفته گذسته این نظر هم مردوده چون چون توی این مدت ۴۵ نفر بعضا هم از همراهان خیلی قدیمی بحساب میان اومدن و در جریان قرار گرفته اند اما حتی بر خلاف پستهای دیگه حتی دوستای صمیمی قدیمی هم حتی از گذاشتن یک کامنت دریغ کردند .

نمیدونم این جای تاسفه یا شادمانی !!!

و اما نتیجه گیری اینکه طبق مْثْل قدیمیه " سکوت علامت رضاست" داستان بی داستان  و اینجور که بوش میاد اصلا وبلاگ بی وبلاگ !!!

چون من واسه تو دوست عزیز می نویسم نه برای خودم که اگه آدم بخواد واسه خودش  بنویسه دیگه نیازی به وبلاگ سیا کردن نداره .

بالاخره نظر مخاطب خیلی مهمه (اما جالب اون دسته از مخاطبینیه که تا اینجا اومدن و زحمت ندادن یک کلمه "آری" یا "نه" بنویسن و بعد برن)

بگذریم. شما مخاطب عزیز نمیخوای ؟ اوکی . ما هم نظر شما رو اعمال می کنیم و تعطیل .

 

از همه ممنونم . بای        






+ نوشته شده توسط میم.نون در یکشنبه 1387/12/04 و ساعت 8:35 قبل از ظهر |
ما هیچ ندانستیم بیداریم ؟ یا در خواب ؟

گفتند که بیداریم !!! گفتیم که بیداریم !!!

من راه تو را بسته

تو راه مرا بسته

امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم

رفت اما یجور باهاش رفتار شد که انگار نبود وقتی که بود . قلم فروش بود یا معتقد بماند . هر چی بود

خوب چیزی بود اونم واسه مایی که چیزای خوب خیلی کم داریم . . .

فقط میدونم که نشناخته دوستش داشتم . چرا ؟ نمیدونم . مگه شما میدونیدکه چرا همیشه ناگهان چقدر زود دیر میشود ؟

باز هم همان حکایت همیشگی

 

 

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم           ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم

 چو گلدان خالی، لب پنجره       پر از خاطرات ترک خورده‌ایم

 اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم         اگر خون دل بود، ما خورده‌ایم

 اگر دل دلیل است، آورده‌ایم        اگر داغ شرط است، ما برده‌ایم

 اگر دشنه دشمنان، گردنیم!       اگر خنجر دوستان، گرده‌ایم؟!

 گواهی بخواهید، اینک گواه:       همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم!

 دلی سربلند و سری سر به زیر    از این دست، عمری به سر برده‌ای

(( قيصر امين پور))

+ نوشته شده توسط میم.نون در شنبه 1386/08/12 و ساعت 4:13 قبل از ظهر |
 

قانع به یک استخوان چو کرکس بودن

به زآن که طفیل خوان ناکس بودن

-------------------------------------------------------------

از تمام دوستان و دشمنانی که تعدادشون هم کم نیس (حدود ۱۴۰)

ممنون که مشکل من و به هیج جای مبارکشون حساب نفرمودن بجز یک

نفر که همین جا لازمه خیلی خیلی ازش تشکر کنم چون تنها کسی بود که

آمد و گفت نمیتونم کمکت کنم .

الباقی این زحمت و هم به خودشون ندادن .

از همه ممنون ...

با محبتتون زبونم و بند آوردید.

 

+ نوشته شده توسط میم.نون در سه شنبه 1386/05/16 و ساعت 1:32 بعد از ظهر |
 

عجب رسمیه  رسم زمونه

                   قصه برگ و باد خزونه

                              میرن آدما از اونا فقط

                                     خاطره هاشون بجا می مونه. . .

 

       دل ما ها که به اندازه یک گنجشک است      توی این آب و هوا فیل دلش میگیرد

آلبوم ماندگار با صدای ماندگار ناصر عبدالهی تقدیم همه دوستان میکنم بیاد خاطره های خوشی که آهنگهای خاطره ساز او در دلها مان بیادگار گذاشت . روحش شاد.

 

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ

هی فلانی زندگی شاید همین باشد...

کیفیت:۱۲۸/ فرمت MP3

 

1_من و ببخش 2_یمبو صحنه 3_تنها 4_فصل بهار

 

5_بهت نگفتم 6_خونه 7_راز 8_دلتنگ 9_مهر علی و زهرا 10_بی کلام

 

  

  

 

لینک عکسهای آلبوم  :

عکس اول /  عکس دوم / عکس سوم / عکس چهارم

عکس پنجم / عکس ششم / عکس هفتم / عکس هشتم / عکس نهم

 

 

+ نوشته شده توسط میم.نون در یکشنبه 1385/10/24 و ساعت 4:19 قبل از ظهر |

                روز پدر مبارک               

 

از ذکر علــــــی مدد گرفتیم

آن چیز که می شود گرفتیم

در بوتــه آزمایـــــــش عشق

از نمره بیـــست . صد گرفتیم

محکوم به حبس عشق گشتیم

حکم ازلی ابـــــــــــــــد گرفتیم

*********

ما قلم هاییم در دست ولی

کاز لب ما میچکد نام علی

ذکر مولایم علی اعجاز کرد

عقده ها را از زبانم باز کرد

نام او سرحلقه ذکر من است

کاز فروغ او زبانم روشن است

گر نباشد جذبه روشن نیستم

این که غوغا می کند من نیستم

ذکر حق دل را تسلی می دهد

آه مجنون بوی لیلا می دهد

جان مجنون قصد لیلایی مکن

جان یوسف را زلیخایی مکن

.................................................................................................زنده یاد مرحوم حاج محمدرضا آقاسی

 روز پدر بر تمامی پدران مبارک و گرامی باد خاصه پدر مرحوم خودم

 

 

سلام .

مرسی از حضور سبزتون  . میدونم که میدونین ما همه عاشق اسمیم و کاری به رسم نداریم . منم اگه دیدید این پست و زدم بخاطر یه چند پست قبلش بود که نوشتم :

....باشد قبول .رنگ شما می شوم شبی .

چون اگه هزار سال دیگه هم یا علی علی علی کنین من بازم میگم :

ای که هر دم دم ز حیدر میزنید

بر یتیمــــان علی سر میزنید ؟

معلومه که نه - علی علی کردن خیلی راحت تره . اما چون خوش کردن دل مومن هم از رسم علی سرچشمه میگیره یه پست زدم تا دلتون شاد بشه و پیش خودتون بگید انقدر گفتیم تا این بابا هم اومد تو خط و خلاصه خوش باشید .

باشد قبول رنگ شما می شوم شبی

در پناه حق شاد باشی

این دو بیت هم تقدیم به همه دوستان اسمی و رسمی علیدوست :

ذکر علی برای یتیم اب و نان نشد

بعد از علی عیار عدالت عیان نشد

رسم علی ز پهنه گیتی چو رخت بست

جز نام و یاد و اسم علی بر زبان نشد

...............................................................................................میم.نون.مرداد85

 

+ نوشته شده توسط میم.نون در سه شنبه 1385/05/17 و ساعت 5:33 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar